تحلیل بی حجابی از منظر سیاست چگونه است؟ رابطه بی حجابی و سیاست را اغلب از دو زاویه تحلیل کرده اند. یک تحلیل این است که بدحجابی در جامعه ما نوعی اعتراض سیاسی است. عده ای حجاب را رعایت نمی کنند تا با حاکمیت سیاسی موجود مخالفت کنند.

یک نگاه نیز استفاده ابزاری اهل سیاست از بدحجاب هاست. گفته می شود سیاسیون ما اغلب در ایام خاص مثل راهپیمایی ها و انتخابات ها از بدحجاب ها استفاده ابزاری می کنند.

اما رابطه سیاست و بدحجابی فراتر از این دو دسته تحلیل است. سوال دقیق این است که چه رابطه ای میان بی حجابی در جامعه با رفتار و زندگی سیاسی حاکمان وجود دارد؟ آیا اساسا می توان رابطه ای میان حجاب مردم با دینداری اهل سیاست ترسیم کرد؟

رابطه بین اخلاق جامعه با دینداری مسوولین یک اصل خدشه ناپذیر در تحلیل جامعه است. بی حجابی را از منظرهای مختلف تحلیل کرده اند. اما یک منظر کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

حجاب و بی حجابی نشانه چه رفتاری در سبک دینداری مسوولین ماست؟
سالها پیش تعبیری از آیت الله جوادی آملی مطرح شد که در زمان خودش بسیار مود توجه قرار گرفت. تعبیر فیلسوف عالم این بود که ظاهر مردم ما باطن مسوولین است. تحلیل بسیاری از رفتارها و اخلاق اجتماعی مردم را باید از منظر باطن مسوولین تحلیل کرد. این تعبیر از آیت الله جوادی را باید در نسبت الناس علی دین ملوکهم دید.

از همین جهت برای نشان دادن رابطه سیاست حاکمان با زندگی اجتماعی مردم باید ظواهر دینداری مردم را یک نشانه از باطن اعتقادی و دیدنداری مسوولین تحلیل کرد و همان حوالی نیز به دنبال راه حل بود.

حجاب را باید تفکیک و اجزای آنرا ریشه یابی کرد. باید دید ریشه علل هر جزء بی حجابی کجاست. با یک ساده سازی می توان تحلیل کرد که ریشه بسیاری از بدحجابی ها در جامعه ما خودآرایی و تبرج است. "دیده شدن" یکی از مهمترین دلائلی است که برای بی حجابی ذکر می کنند. این جلوه گری و خودنمایی را می تواند در دوعامل جستجو کرد. یکی بی هویتی و دیگری منیت و خودپسندی است. منیتی که فرد را به خودنمایی می کشاند و بی هویت یی که برای خودنمایی چیزی جز تن نمایی به کف ندارد.

منیت و بی هویتی همان است که امروز مهمترین دغدغه ما برای مسوولین کشور شده است. منیتی که از آن هم فیش های نجومی در می آید و هم ریخت و پاش ها و هم تجمل گرایی ها و هم میزپرستی ها و شهوت های سیری ناپذیر معطوف به قدرت. بی هویتی آنجایی است که از دل آن هم بی عزتی بین المللی در میآید و هم اقتصاد وابسته و هم بی اعتنایی به قدرت و توان ملی و هم وابستگی چشم بسته به خارج از مرزها.

ترجمان این منیت و بی هویتی بطون حکام ماست که یکی از جلوه هایش می شود بی حجابی.
رهبر انقلاب چندسال پیش ذیل همین بحث الناس علی دین ملوکهم فرمودند: در یکى از تاریخ‏ها خواندم زمانى که ولیدبن‏ عبدالملک خلیفه شده بود، چون خیلى اهل جمع‏ کردن ثروت و جواهرات و اشیاء قیمتى بود، مردم کوچه و بازار وقتى به همدیگر مى‏ رسیدند، مکالماتشان از این قبیل بود: آقا! فلان لباس را آوردند، شما خریدید؟ آقا! فلان نگین را فلان کس آورده، شما خریدید؟ یعنى مردم همه‏اش راجع به خرید و فروش وسایل و اشیاء زینتى و امثال اینها حرف مى زدند.

بعد از ولید، سلیمان‏ بن‏ عبدالملک خلیفه شد. او اهل ساختمان‏سازى بود و به کاخ‏ سازى و ساختمان‏ سازى خیلى عشق مى ‏ورزید. این مورخ مى‏ گوید مردم حتّى وقتى براى نماز به مسجد مى ‏آمدند، یکى مى‏ گفت: آقا! شما کار ساختمانىِ منزلتان را تمام کردید؟ دیگرى مى‏گ فت: آقا! شما فلان خانه یا زمین را خریدید؟ دیگرى مى‏ گفت: آقا! شما آن دو اتاق را اضافه کردید؟ حرفهایشان همه از این قبیل بود...

مدتی پیشتر نیز در جمع هیات دولت و در سال ۹۲ فرمودند: من و امثال من اگر خودمان صادق باشیم، مى‌توانیم مردم را صادق بار بیاوریم. اگر خود ما اسیر هوى‌ و هوس نباشیم، مى‌توانیم مردم را آزاد از هوى‌ و هوس بار بیاوریم. اگر ما شجاع باشیم، مى‌توانیم مردم را شجاع بار بیاوریم. اگر من و امثال من اسیر هوى‌ و هوس و دنبال طمع و بنده و ذلیلِ ترس و طمع خود بودیم، نمى‌توانیم مردم را با فضایل بار بیاوریم.

شاید مناسب باشد یکبار هم حجاب را از این منظر تحلیل کنیم. شاید با این نگاه برای مقابله با بی حجابی به نتایج عمیق تر و راه حل های موثرتری برسیم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مرداد 1395    | توسط: علی ایمانی    |    |
نظرات()